مرتضى راوندى

426

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ايوانف ، ايران‌شناس معاصر شوروى در پيرامون نهضتهاى فكرى آن ايام با استفاده از آرشيو وزارت خارجه روسيه تزارى مىنويسد : « رابطه انقلابيون ، به‌ويژه در گيلان و آذربايجان با كميته‌هاى قفقاز را بايد امرى مسلم دانست . بسيارى از شبنامه‌ها كه در اينجا پخش مىشود ، و پرچمها و اعلاميه‌هايى كه با علامت عدالت ، حريّت و مساوات است در مطبعه باتوم چاپ مىگردد . . . » طالبوف در مقدمهء جلد دوم سفينهء طالبى از علاقه خود به وطن سخن مىگويد و خود را دوست بشريّت مىخواند : « بنده ، محبّ عالم و بعد از آن محبّ ايران و بعد از آن محب خاك پاك تبريز هستم ، چه كنم حرف دگر ياد نداد استادم . » جهان‌بينى طالبوف جهان‌بينى طالبوف يك جهان‌بينى علمى است بدين معنى كه وى به واقعيت و عينى بودن جهان و معتبر بودن محسوسات و معلومات ما و اينكه اين جهان مادّى است باور دارد . طالبوف سراپاى جهان مادى ، يا به قول او ، هر چه در عالم خلقت هست ، را مركّب از ذرات مىدانست و تنوعى را كه در جهان مادى وجود دارد به نوع ارتباطات اين ذرات با يكديگر مربوط مىكرد ، يعنى تنوع كيفى را به اختلافات كمى ، وابسته مىشمرد . خود وى در كتاب سفينهء طالبى ، در اين‌باره چنين مىنويسد : « اين را هم بايد بدانى كه جميع اجسام مايع و غيرمايع و هرچه در عالم خلقت هست همه از ذرّات است ، و هر ذرّه‌يى جزيى ، در خواص و ارتباط با هيئت كليّهء خود ، شريك مىباشد ، و شدت و ضعف پيوستگى اين ذرات در اجسام متفاوت است . » ( سفيه طالبى ، ص 115 ) . ذرات وجود به‌نظر طالبوف تنها به‌هم پيوسته و وابسته نيستند بلكه در مسير تحولى ابدى هستند و در نتيجهء تركيب با يكديگر ، اشكال نو به نوى عرضه مىدارند و اشكال كهنه را از صحنه مىرانند ، ولى با اينكه چيزى پديد و چيزى محو مىشود ، با اين حال مايهء هستى و وجود باقيست و آنچه بر دفتر هستى ثبت گرديده است محال است كه محو شده و به ديار عدم صرف برود . طالبوف اين انديشهء درست « بقاء ماده » را در كتاب مهم خود مسالك المحسنين به شكل زير افاده مىكند : « كليهء موجودات ، دفتريست كه در صفحات او سير هر لمحهء ذرات از قدم به حدوث و از عليّت به شهود ثبت مىشود و هرچه ثبت شده محو او محال است . » ( مسالك المحسنين ص 16 ) . وى در همين كتاب به درستى نتيجه مىگيرد كه : « همه موجودات ، متحرّك است اگر ساكن بود ، تغيير نمىيافت . . . » . . . طالبوف بر خلاف بسيارى از هم‌عصران خود كه علوم جديد را منكر بودند به صحت اين علوم و اسلوب پژوهشى